
منصور شیانی کلهری
سمت: مدیرعامل شرکت فناوری اطلاعات راهکارهای آینده برتر ایرانیان (فاراب)

تصور کنید سازمان شما بودجههای قابلتوجهی را صرف زیرساختهای فناوری و لایسنسهای پیچیده کرده است؛ اما در پایان سال، وقتی خروجیِ کسبوکار را ارزیابی میکنید، میبینید تغییر معناداری در سودآوری یا سرعت عملیات رخ نداده است. مدیر تولید همچنان درگیر گزارشهای دستی است و مدیرعامل برای تصمیمگیری کلان، کماکان باید منتظر جمعبندیهای سنتی بماند.
این پارادوکس، لزوماً ناشی از ضعفِ تکنولوژی نیست؛ بلکه نشاندهنده یک شکاف مرگبار است: عدم همسویی استراتژیک (Strategic Alignment).
سازمانها اغلب در تلهی «پروژهمحوری» گرفتار میشوند. آنها تحول دیجیتال را در «خرید ابزار» خلاصه میکنند، در حالی که تحول واقعی، «بازطراحیِ رفتار» است. وقتی استراتژی بیزنس و استراتژی فناوری در دو مسیرِ جداگانه حرکت کنند، منابع سازمان نه برای رشد، بلکه صرفِ پر کردن این شکاف و مدیریت پیچیدگیهای بیهوده میشود.
برای عبور از این وضعیت، باید ICT را از نقش «پشتیبان فنی» به «شریک استراتژیک» ارتقا داد. این گذار بر سه محور استوار است:
۱. عبور از پشتیبانی به توانمندسازی (مدل SAM)
پرسشِ مدیریت ارشد در جلسات نباید «وضعیت پروژهها چگونه است؟» باشد، بلکه باید پرسید: «این زیرساخت چگونه مدل عملیاتی ما را برای رسیدن به اهداف کلان تقویت میکند؟» نگاه ابزاری به ICT، بزرگترین مانعِ چابکی سازمان است.
۲. سرمایهگذاری بر «داراییهای مکمل»
مطابق دیدگاه اریک برینیولفسون، فناوری بدون «داراییهای مکمل» ارزشآفرین نیست. خریدِ نرمافزارِ مدرن بدون اصلاح فرآیندهای مدیریتی و ارتقای مهارتهای انسانی، تنها پیچیدگی سیستم را افزایش میدهد. تکنولوژی باید در دلِ فرآیندها بنشیند، نه در حاشیه آنها.
۳. پرورش قابلیتهای پویا (Dynamic Capabilities)
در اقتصاد پرنوسان، سازمان باید «پویا» باشد. یعنی بتواند با دادهها، تغییرات بازار را حس کند، به سرعت تصمیم بگیرد و ساختار خود را برای گلوگاههای جدید بازآرایی کند. بدون این قابلیتهای پویا (مبتنی بر نظریه دیوید تیز)، فناوری تنها یک داراییِ ایستا و هزینهبر باقی میماند.
تحول دیجیتال، پروژهای با تاریخ پایان نیست؛ فرآیندِ مستمرِ همراستا کردنِ «ظرفیتهای فناوری» با «اهداف کسبوکار» است.
یک پرسش راهبردی برای مدیران:
آیا ICT در سازمان شما ابزاری برای اجرای استراتژی است، یا صرفاً بخشی از هزینههای جاری که هر سال افزایش مییابد؟
منابع مطالعاتی:
Henderson, J. C., & Venkatraman, N. (1993).
Strategic Alignment: Leveraging Information Technology for Transforming Organizations. Brynjolfsson, E., & Hitt, L. M. (2000).
Beyond Computation: Information Technology, Organizational Transformation and Business Performance. Teece, D. J. (2007).
Explicating Dynamic Capabilities: The Nature and Microfoundations of (Sustainable) Enterprise Performance.











